امّا قول كميت :
فياربّ هل الّا بك النّصر يرتجى * عليهم و هل الّا عليك المعوّل
يعنى : ناى پروردگار من هيچ نصرت و ظفرى كه مورد اميد باشد وجود ندارد مگر نصرت و ظفرى كه در آن به تو اميد و دلگرمى باشد و نيست اعتماد و اتكاء در كارها به احدى مگر به تو .
شاهد در « الّا عليك » است كه خبر محصور فيه بوده و برمبتداء يعنى « المعوّل » مقدّم شده .
جواب
شارح مىگويد :
اين بيت از كميت اگرچه در آن تقديم خبر محصور فيه برمبتداء موجب توهم عكس مقصود نبوده و على القاعده بايد تقديمش بدون محذور و اشكال باشد ولى در عين حال مىگوئيم :
چون خبر بعد از « الّا » واقع شده و قاعده در محصور بالا اينستكه مطلقا تقدميش جايز نيست چه موجب توهّم خلاف مقصود بوده و چه اينطور نباشد از اينرو تقديم در اين بيت شاذّ و بر خلاف قاده مىباشد .
قوله : حين يستوى الجزأن : مقصود از « جزأن » دو جزء كلام يعنى مبتداء و خبر مىباشد .
قوله : عادمى بيان : مقصود از « بيان » قرينه مىباشد .
قوله : للالتباس : يعنى اشتباه مبتداء بخبر .
قوله : فان كان ثمّة قرينة جاز : مشار اليه « ثمّة » موردى است كه خبر برمبتداء مقدّم شده و ضمير در « جاز » به تقديم خبر برمبتداء راجع است .
قوله : فان رفع ضميرا بارزا : ضمير فاعلى در « رفع » به فعل راجع است .
قوله : جاز التّقديم : يعنى تقديم خبر برمبتداء .
قوله : و اعترضه والدى : ضميرمنصوبى در « اعترضه » به قبل راجع است .