آراء در وجه بناء ضمائر
شارح گويد :
جهت مبنى بودن ضمائر اينستكه در معنا با حروف شبيه هستند و بعبارت ديگر :
شباهت معنوى با حروف دارند زيرا تكلّم و خطاب و غيبت جملگى از معانى حروف مىباشند .
ولى برخى گفتهاند : شباهت آنها بحروف افتقارى است لذا از اينجهت مبنى هستند .
بعضى ديگر گفتهاند : علّت بناء در ضمائر اينستكه بسيارى از آنها شباهت وضعى بحروف دارند .
و پارهاى ديگر گفتهاند : علّت مبنى بودن ضمائر اينستكه باعراب نيازى ندارند زيرا اختلاف صيغ در ضمائر آنها را از معرب شدن بىنياز و غير محتاج قرار داده چه آنكه در مورد رفع صيغ مخصوص و در جاى نصب صيغههاى ديگر و در صورت جرّ صيغههاى مجرور به كار مىروند چنانچه در مفرد و تثنيه و جمع هريك صيغههاى عليحدّه و جداگانه وجود دارد كه با اين ترتيب ديگر احتياجى نيست ضمير معرب گردد چون اعراب براى نشان دادن دگرگونى كلمه است و وقتى اين معنا از راه ديگر حاصل و تأمين شد اعمال آن تحصيل حاصل مىگردد .
مصنّف تمام اين اقوال غير از رأى اوّل را در كتاب تسهيل حكايت و نقل نموده است .
سپس مصنّف گويد :
لفظ ضمير مجرور مانند ضمير منصوب است .
شارح گويد :