حكم بچهاى كه مرضعه او را به صاحبش برگردانده و صاحب انكار مىكند كه او بچهاش باشد
نمود مگر آنكه او نيز خودش را بطور حزم و يقين تكذيب نمايد كه در اين صورت ديه بعهدهاش مىآيد تا آنكه طفل ايشان يا بچهاى را كه احتمالا از آن ايشان هست حاضر نمايد .
شار شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل بر لزوم تصديق ظئر صحيحه حلبى از مولانا الصادق عليه السلم است مضافا به اينكه ظئر امينه بوده و ليس على الامين الّا اليمين .
و در ذيل [ حتّى تحضره او من يحتمله ] مىفرماين :
چه آنكه ظئر مدّعى موت و مرگ بچه نيست و چون او را از اهلش گرفته و پذيرفته لاجرم در ضمانش مىباشد تا به ايشان برگرداند و اگر مدّعى شود كه طفل مرده ضمانى در عهدهاش نيست .
و در هروقت كه مرضعه طفلى را كه احتمالا بچه خودشان باشد آورده و به ايشان تسليم نمود بر ايشان لازم است آن را قبول كنند اگرچه قبلا در ادّعاى اعاده مرتكب دروغ شه باشد چه آنكه ظئر امينه بوده و كذبش براى مرتبه دوّم معلوم و مسلّم نيست پس بايد از وى قبول نمود .
قوله : فانكره اهله : ضمير منصوبى در [ انكره ] به ولد راجعست چنانچه ضمير در [ اهله ] نيز چنين مىباشد .
قوله : صدّقت : ضمير نائب فاعلى به ظئر برمىگردد .
قوله : لصحيحة الحلبى عن ابى عبد اللّه عليه السلام : اينروايت را مرحوم صدوق درك تاب فقيه طبع جديد ج ( 4 ) ص ( 119 ) به اين شرح نقل فرموده :
روى حماد عن الحلبى قال :
سئل ابو عبد اللّه عليه السلام عن رجل استأجر ظئرا فدفع اليها ولده