استخوان را بجاى اصليش بازگردانده و يا آنچه افتاده بمحلّش بگذارند .
مبرّد گويد :
منقّله : عبارتست از شجه و جراحتى كه استخوانهاى ريز از آن خارج و بجاى ديگر منتقل شده باشند چه آنكه اين كلمه از [ نقل ] بفتح نون و قاف اخذ شده و آن در لغت سنگريزه باشد .
و جوهرى مىفرمايد :
منقّله : عبارتست از جنايتى كه استخوان را بشكند تا اينكه فراش العظام از آن بيرون آيد .
سپس مىگويد :
فراش العظام استخوانهائى است رقيق و باريك كه در جنب كاسه سر قرار گرفتهاند .
و در دنبال [ الخريطة التى تجمع الدّماغ ] مىفرماين :
كلمه [ دماغ ] بكسر دال همان مغز سر مىباشد و حاصل مراد آن است كه :
مأمومه به جنايتى گويند كه اثر آن تا كاسه سر كه در آن مغز قرار گرفته رسيده ولى به آن آسيبى نرسانده و آن را نشكافته باشد .
در اين قسم از جنايت سى و سه شتر بر عهده جانى مىآيد چنانچه روايت صحيحه حلبى و غير آن چنين دلالت دارند ولى در بسيارى از اخبار كه از جمله آنها صحيحه معاوية بن وهب بوده آمده است كه در آن ثلث ديه مىباشد .
طبق اين روايت البته ثلث يك شتر ديه بيشتر بر عهده جانى ميآيد
ولى برخى از فقهاء بين اين روايات اينطور جمع كردهاند كه منظور
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 372
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٢