در بدن واحد بوده يعنى امساك بول و نگاهدارى آن از بين رفته است و از اين گذشته روايت هشام بن ابراهيم از مولانا ابى الحسن عليه السلم دلالت بر اين حكم دارد .
ولى طريق و سند اين حديث ضعيف و غير قابل استناد مىباشد .
سپس در ذيل [ قيل ثلث ديتها ] مىفرماين :
مدرك آن روايت ظريف است كه در آن آمده :
مولانا امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام چنين حكم فرمودهاند :
اين روايت از مدرك مشهور ، مشهورتر بوده و باصطلاح شهرت روائى دارد ولى درعينحال رعايت اوّل اولى است چه آنكه با دليل اعتبارى يعنى تفويت منفعت واحده در بدن تناسب داشته و در نتيجه عمل به آن سزاوارتر مىباشد اگرچه البته هردو حديث از نظر صحيح نبودن سند با هم مشترك مىباشند .
قوله : و من افتض : افتضاض يعنى ازاله پرده بكارت .
قوله : و لرواية هشام بن ابراهيم عن ابى الحسن عليه السلام : اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج ( 19 ) ص ( 256 ) به اين شرح نقل فرموده :
و فى رواية هشام بن ابراهيم عن ابى الحسن عليه السلام : الدّية .
مؤلف گويد :
و مدرك لزوم مهر المثل روايت ابى عمرو الطبيب از مولانا الصادق عليه السلام است كه آن را مرحوم صاحب وسائل در ج ( 19 ) ص ( 256 ) به اين شرح نقل نموده :
محمّد بن الحسن باسنادش از محمّد بن علىّ بن محبوب ، از احمد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 323
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٣