اوّل عضوى كه خلق مىشود آن بوده و آخرين جزئى كه از انسان پوسيده شده و از بين مىرود آن مىباشد و بهرتقدير وقتى اين استخوان شكست و نتيجهاش آن شد كه مجنى عليه مالك غائط نبوده يعنى بر نگاهدارى آن و امساكش قادر نباشد حكم اينست كه جانى موظّف است تمام ديه را بوى بپردازد و دليل آن روايت صحيحه سليمان بن خالد ، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السلام است كه درباره مردى كه استخوان عصعصش شكست و مسلّط بر امساك غائطش نبود وارد شده ، امام عليه السّلام فرمودند : در آن ديه كامله به عهده جانى مىباشد .
البته معلوم باشد كه در روايت لفظ [ بعصوص ] آمده و اينكلمه همان عصعص است كه اهل لغت ذكرش نكردهاند و بخاطر همين استكه مرحوم مصنف از آن عدول كرده و لفظ عصعص را آورده كه از نظر اهل لغت معروف مىباشد .
مرحوم راوندى فرموده است :
بعصوص استخوان ظريف و نازكى است كه در اطراف دبر قرار گرفته .
قوله : فى كلّ ضلع : مقصودد از [ ضلع ] دندههاى قفسه سينه مىباشد .
قوله : و المستند كتاب ظريف : اين روايت قبلا نقل گرديد : [ وسائل ج ( 19 ) ص ( 231 ) ] .
قوله : هو عجب الذنب : كلمه [ عجب ] بفتح عين بيخ و اصل را گويند و لفظ [ ذنب ] بفتح ذال و نون بوده و مقصود از آن انتهاى ستون فقرات مىباشد .
قوله : و آخر ما يبلى : يعنى آخرين عضويكه پوسيده شده و از
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 319
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٩