پرش به محتوای اصلی

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحه 153

پدیدآورندگان:

ص۱۵۳

توجيه ديگر و تضعيف آن

برخى ديگر از فقهاء فرموده‌اند : ديه چهارمى در واقع بر سه نفر يعنى اوّلى و دوّمى و سوّمى استكه هركدام ثلثى از آن را بطور تساوى بايد بپردازند زيرا هرسه به طور اجتماع سبب قتل وى گرديده‌اند . و اينكه ديه هارمى در روايت تنها به سوّمى نسبت داده شده و در عهده وى ثابت گرديده است جهتش آن است كه دوّمى ثلث ديه از اوّلى مستحق بوده كه پس از دريافت آن ثلثى ديگر به آن اضافه نموده و بسوّمى ردّ مىكند و سوّمى نيز ثلثى ديگر به آن افزوده و به چهارمى دفع مينمايد پس ديه كامل چون بوسيله سوّمى بچهارمى داده مىشود لاجرم آن را به عهده وى قرار داده‌اند . شارح ( ره ) در مقام تضعيف اين توجيه مىفرماين : علاوه بر اينكه توجيه مزبور با ظاهر روايت مخالفت داشته زيرا از ظاهر حديث برمىآيد كه سوّمى بطور مستقل و عليحدّه موظّف به پرداخت تمام ديه مىباشد ، در آن دو يعنى دوّمى و سوّمى اين توجيه قابل اجراء نيست چه آنكه لازمه اين بيان آنست كه ديه سوّمى بر اوّلى و دوّمى بوده و ديه دوّمى تماما بر عهده اوّلى باشد چه آنكه طبق آنچه قبلا گفتيم قاتل بودن دوّمى نسبت به سوّمى دخالتى در اسقاط حقّش ندارد . بلى ، اگر فرض كنيم كه شخصى كه بر روى دوّمى واقع مىشود يعنى سوّمى سبب براى دريدن شير شده و در اينكه شير بتواند او را پاره كند مؤثّر بوده البته اين توجيه را مىتوان پذيرفت ولى در عين حال بر خلاف
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحه 153 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى