تا مرگش فرابرسد ولى اگر هيچ ابائى از قصاص شدن نداشت و پا بفرار نگذارد و ناگهان مرگ او فرارسيد و بدين ترتيب فوت شد قطعا عنوان توفيت صادق نبوده و نمىتوان از اين راه ديه را در عهدهاش ثابت نمود تا در نتيجه پس از مرگش از ما ترك او بتوان برداشت .
مگر آنكه بگوئيم : محلّ كلام و مورد سخن مرحوم علامه قاتلى است كه از صحنه قتل گريخته و بدينترتيب از قصاص شدن اباء نموده است چنانچه منطوق روايات وارده در اين باب و نيز اكثر كلمات اصحاب و علماء همين است .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
و چنانچه ملاحظه مىشود كلام مصنف در شرح ارشاد به خوبى دلالت دارد كه حكم مذكور از نظر روايات و كلمات بزرگان مقيّد بموردى است كه قاتل از صحنه قتل گريخته باشد و معذلك در اينجا مطلق فرمودهاند و اين اطلاقها تقييدى كه خود ايشان به آن معترف است اختلاف دارد .
قوله : متعلّق المروى هلاكه مطلقا : يعنى هلاك قاتل به طور مطلق و بدون اينكه اشارهاى به قيد فرار كردن داشته باشند .
قوله : و ليس كذلك : يعنى و حال آنكه حكم بطور مطلق نيست
قوله : مع انّه فى الشرح الخ : ضمير در [ لانّه ] به مرحوم مصنف راجع بوده و مقصود از شرح ، شرح ارشاد است .
قوله : بوجوب الدّية : متعلّق است به [ حجّة ] .
قوله : من حيث انّه قوّت العوض : قيد است براى وجوب الدّيه و ضمير در [ انّه ] به قاتل راجع بوده و مقصود از [ عوض ] عوض قتلى است كه مرتكب شده يعنى قصاص .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 324
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٤