و در پدر فرق نمىكند كه از نظر دين و حرّيت با فرزندش مساوى بوده يا مخالف باشد بلكه مطلقا وى را در مقابل قتل فرزند قصاص نميكنند بنابراين پدرى كه كافر است و فرزند مسلمان خود را كشته نبايد قصاص نمود چنانچه پدرى كه عبد است بخاطر فرزند حرّش كه بدست او كشته شده نبايد كشت و دليل در تمام اين صور عموم اخبار و ادلّه وارده مىباشد مضافا به اينكه مانع از قصاص پدر در مقابل قتل فرزند شرافت پدر بر فرزند بواسطه مقام ابوّت مىباشد و پرواضح است كه اين معنا در تمام فروض و صور وجود دارد .
بلى ، فرزندى كه مسلمان بوده و پدر كافر خويش را كشته يا حرّ بوده و پدر خويش را كه عبد بوده بقتل رسانيده البته قصاص نكرده و جهتش آن است كه تساوى بين قاتل و مقتول وجود ندارد .
قوله : و الاجداد من قبلها : يعنى اجداد من جانب الام .
قوله : و ان كانت لاب : ضمير در [ كانت ] به الاجداد من قبل الام راجعست .
قوله : و الجدّات مطلقا : چه جدّه پدرى و چه جدّه مادرى باشد .
قوله : للعموم : يعنى عموم ادلّه بر عدم جواز قتل پدر در مقابل كشتن فرزند .
متن :
و منها كمال العقل فلا يقتل المجنون بعاقل و لا مجنون سواء كان الجنون دائما أم أدوارا إذا قتل حال جنونه و الدية ثابتة
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 180
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٠