چيزى كه همه مسلمين متفق بر عدم وجوبش هستند همچون نماز ديگر غير از صلوات خمسه را واجب بداند .
و خلاصه ضابطه و قاعده كلّى ارتداد در اين قسم آن استكه امرى را كه از نظر دين اسلام ضرورى شناخته شده انكار كند .
و بايد توجه داشت كه در ارتداد قولى فرقى نيست بين اينكه از روى عناد و خصومت صادر شده يا ناشى از اعتقاد بوده و يا استهزاء و از روى سخريه باشد چه آنكه قائل ولو باطنا نيّتش استهزاء و سخريّه است امّا بحسب ظاهر چون كلامش كفرآميز است آن را به همان ظاهرش حمل كرده و در نتيجه او را محكوم به كفر مىدانند .
سپس مىفرماين :
ممكنست امثله مذكور را به قسم اوّل برگردانده و آنها را مثال براى كفرى كه بمجرّد نيّت و قصد حاصل شده بدون وساطت لفظ قرار دهيم چه آنكه قبل از تلفّظ نيّت و عزم حاصل بوده لاجرم بمجرّد همان كفر تحقّق يافته است .
سوّم : مثل اينكه شخصى از روى عمد و اختيار دين را صريحا بباد استهزاء بگيرد يا آن را فعلا انكار نمايد مثل اينكه قرآن يا پارهاى از آن را مذبله و قاذورات بياندازد و نيز مثل اينكه بت را سجده نمايد .
قوله : و منها الارتداد : ضمير در [ منها ] بعقوبات متفرّقه راجع است .
قوله : و هو الكفر بعد الاسلام : ضمير [ هو ] بارتداد راجعست .
قوله : ممّا يوبق الاديان : كلمه [ يوبق ] در اينجا به معناى زوال و نابودى مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 317
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٧