مىتواند او را بكشد .
راوى مىگويد : محضرش عرض كردم اگر امام عليه السلام او را تبعيد كند بكجا مىفرستد ؟
حضرت مىفرماين : از شهرى به شهر ديگر .
سپس امام فرمودند : حضرت امير المؤمنين على عليه الصلاة و السّلم دو نفر را از كوفه به بصره تبعيد كردند .
شارح ( ره ) سپس مىفرماين :
و مثل همين خبر است روايت حسنه يا صحيحه بريد از مولانا الصّادق عليه السلام .
تنبيه
مرحوم مصنف در متن اينجا نفى و تبعيد را در رديف عقوبات محارب ذكر نفرمود در حالى كه ذكرش لازم و بجا مىباشد زيرا يكى از افراد واجب مخيّر و در عرض عقوبات ديگر در آيه شريفه و روايت قرار گرفته است و از طرفى قول سوّمى در اين مسئله كه مشتمل بر ترك آن باشد وجود ندارد ، بنابراين هيچ توجيهى براى ترك آن در بين نيست فلذا مىتوان گفت شايد ترك و نياوردنش ناشى از سهو و اشتباهى باشد كه مرحوم مصنف مرتكب شدهاند .
بلى ، اگر محارب دست بقتل نفس زده باشد البته كشتنش واجب و متعيّن است و نمىتوان به غير كشتن از عقوبات ديگر اكتفاء كرد اعمّ از آنكه او را از باب قصاص و مكافات بكشند يا بعنوان حدّ و عقوبت بقتل برساند و نيز تفاوتى نيست بين اينكه ولىّ دم مقتول او را عفو نموده يا مطالبه خونش را بكند چنانچه جماعتى از اصحاب به اين معنا تصريح كرده و فرمودهاند
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 215
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٥