قوله : فكيف يقتصر على ما يبيّنه : ضمير فاعلى در [ يبيّنه ] بمعزّر عود مىكند .
قوله : و لو حمل على تعزير مقدّر : ضمير نائب فاعلى در [ حمل ] به حدّ راجع است .
مؤلّف گويد :
هرعقوبتى را كه برايش حدّ و اندازهاى مقدّر و مشخّص كردهاند در شرع انور اصطلاحا [ حدّ ] خوانده و آنچه ميزان و اندازه معيّنى ندارد تعزير مىگويند :
پس اصل در تعزير آنست كه در شرع مقدّر و اندازهاى نداشته باشد ولى در چهار موضع بر خلاف اصل براى تعزير در شرع مقدّر وارد شده و آن چهار موضع عبارتند از :
1 - كسى كه در روز ماه مبارك رمضان با همسرش نزديكى كند كه تعزيرش بيست و پنج تازيانه مىباشد .
2 - مردى كه با داشتن همسر حرّه كنيزى را عقد كرده و با وى همبستر شود كه تعزيرش دوازده تازيانه و نيم مىباشد .
3 - دو مرد كه برهنه و مجرّد زير يك لحاف باشند كه تعزيرشان از سى تا نود و نه تازيانه مىباشد .
4 - كسى كه دختر باكرهاى را با انگشت ثيّب كند كه مقدار تعزيرش از نظر فقهاء مختلف مىباشد :
مرحوم شيخ الطائفه فرمودهاند از سى تا هفتاد و هفت تازيانه بايد بخورد و مرحوم مفيد از سى تا هشتاد فرموده و ابن ادريس تعزيرش را از سى تا نود و نه تازيانه دانسته است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 208
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٨