تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
لفظ در كتاب دروس و همچنين عبارت متأخرين كه پس از ذكر آن لفظ اشجار را به آن ضميمه كرده‌اند و از اين انضمام به خوبى بدست مىآيد كه مراد از [ آلات ] در كلام ايشان همان معناى ظاهرش يعنى آلات بناء و خانه‌ها مىباشد نه معنائى كه شامل اشجار نيز گردد لذا اين عبارات را مىتوان قرينه قرار داد كه مقصود از [ آلات ] در اينجا نيز به معناى ظاهر و متعارفش مىباشد و حمل مزبور بر خلاف ظاهر و بعيد از آن مىباشد . سپس مىفرماين : اگر كلام مرحوم مصنف در اينجا و عبارت مرحوم شيخ و تابعين ويرا بر همان معناى ظاهر آلات حمل نموده و مفاد آن را قول مستقل و جداگانه‌اى قرار دهيم كه حاصلش اينست كه زن غير ذات ولد از زمين به طور مطلق چه عين و چه قيمت و از عين آلات بناء نه قيمت آنها ممنوع بوده ولى از شجر همچون غير آن ارث مىبرد چه از عينش و چه از قيمت آن قطعا اين حمل اجود و نيكوتر از حمل سابق الذكر بوده بلكه مىتوان ادّعا نمود كه نصوص صحيحه و غير صحيحه‌اى كه در اين مقام وارد شده‌اند دلالتشان بر اين قول بمراتب بيشتر از دلالت بر قول مشهور مىباشد . قوله : و يظهر من العبارة انّها ترث من عين الاشجار المثمرة : ضمير در [ انّها ] و [ ترث ] به زوجه غير ذات ولد راجع است و وجه ظهور عبارت در معنائى كه مرحوم شارح فرمودند اينست كه : نفى ميراث زن از اعيان تركه در عبارت مرحوم مصنف اختصاص به ارض و آلات و ابنيه داده شده پس اگر اشجار نيز در اين حكم داخل بودند مىبايد مصنف عليه الرحمه آن را نيز در زمره اشياء مزبور ذكر مىكرد