همسرش بمدّت چهار سال تأمّل و صبر نمايد و در صورتى كه پس از انقضاء اين مدّت پيدا نشد عدّه وفات گرفته و پس از عدّه مىتواند شوهر ديگرى اختيار نمايد .
و چنانچه ملاحظه مىشود حكم به عده وفات پس از چهار سال معنايش اين است كه بموت غائب حكم شده است و وقتى در باب زوجهاش اين حكم گفته شود پس معلوم مىشود نسبت به ارث ورثه نيز مىتوان اينمدّت را مناط حكم قرار داد .
لازم به تذكّر است در صورتى پس از انقضاء چهار سال حكم به موت غائب مىتوان نمود و اموالش را بين ورثهاش تقسيم و توزيع نمود كه اين مدّت را از وى فحص و جستجو كرده باشند ، بنابراين اگر به آن مبادرت ننموده باشند الزاما بايد بر طبق قول مشهور عمل شود يعنى صبر كنند تا عمر طبيعى و متعارف از غائب بگذرد .
بعضى ديگر فرمودهاند :
از زمان غيبت غائب همين كه مدّت ده سال انتظارش را كشيدند و نيامد كفايت كرده و طلب و تفحّص از او لازم نيست لذا پس از اينمدّت مال و ثروتش را بين ورثه توزيع مىنمايند .
قوله : لكن ليس له رواية صريحة : ضمير در [ له ] به قول مشهور عود مىكند .
مؤلف گويد :
از باب نمونه دو روايت ذيل را نقل نموده تا عدم دلالت آنها بر مذهب مشهور معلوم گردد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 90
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٠