برخى ديگر همچون مرحوم محقق در كتاب مختصر النافع به [ مواريث ] نام بردهاند .
و پارهاى ديگر از آن به [ فرائض ] ياد كردهاند مانند مرحوم محقّق در كتاب شرايع .
و ظاهرا مقصود از تمام تعبيرات واحد است اگر چه بين آنها فرقهاى اعتبارى گذاشته شده كه مرحوم شارح باجمالى از آن اشاره فرمودهاند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ ميراث ] بر وزن [ مفعال ] بوده و آن مشتق از [ ارث ] مىباشد .
و [ ياء ] آن از [ واو ] قلب شده يعنى در اصل [ موراث ] بوده و چون واو ما قبلش مكسور بود به ياء قلب گرديد .
يا ممكن است آن را از [ موروث ] به معناى مالى كه از ميّت مىماند مشتقّ دانست .
سپس مىفرماين :
در صورتى كه [ ميراث ] از [ ارث ] مشتق باشد عبارتست از :
استحقاق داشتن انسان بواسطه مرگ ديگرى از نظر اصل شرع چيزى را كه منشأ اين استحقاق يا نسب بوده و يا سبب .
و اگر آن را از [ موروث ] مشتق دانستيم بايد در تعريفش بگوئيم :
ميراث عبارت است از مالى كه انسان بواسطه مرگ ديگرى از نظر اصل شرع استحقاقش را داشته و منشأ آن نسب يا سبب مىباشد .
البته همانطوريكه ملاحظه مىشود در تعريف دوّم لفظ [ شئ ] حذف مىگردد زيرا [ ماء موصوله ] كه در ابتداء تعريف ذكر گرديده به معناى همان شئ مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 4
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤