توافق است و مقسوم عليه آخرى يعنى ( 2 ) وفق آن دو مىباشد .
و اگر باقيمانده يك باشد بين آن دو عدد تباين است .
مثلا وقتى عدد هفت را به پنج تقسيم كرديم باقيمانده عدد [ دو ] مىشود ، سپس پنج را به دو تقسيم كرده باقيمانده [ 1 ] مىگردد پس معلوم مىشود عدد [ 5 ] و [ 7 ] متباينين هستند .
تقسيمات كسر
كسر يا منطق است و آن عبارتست از كسور تسعه مشهور يعنى :
10 / 1 ، 9 / 1 ، 8 / 1 ، 7 / 1 ، 6 / 1 ، 5 / 1 ، 4 / 1 ، 3 / 1 ، 2 / 1
عشر ، تسع ، ثمن ، سبع ، سدس ، خمس ، ربع ، ثلث ، نصف و يا اصمّ مىباشد و از آن در اصطلاح حساب به [ جزء ] تعبير مىكنند چنانچه مىگويد :
يك جزء از سيزده جزء كه آن را به صورت 13 / 1 مىنويسند .
و هركدام از منطق و اصمّ يا مفرد بوده مانند مثالهاى گذشته و مقصود از [ مفرد ] كسرى است كه صورتش واحد باشد .
و يا مكرّر است و منظور از كسر مكرر آنست كه صورتش غير از [ يك ] اعداد ديگر باشد مانند :
3 / 2 ، 4 / 3 ، 5 / 4 ، 6 / 5 و غير اينها .
دو سوم ، سه چهارم ، چهار پنجم ، پنج ششم
و نيز مثل :
11 / 2 12 / 3
دو جزء از يازده جزء ، سه جزء از دوازده جزء