پرش به محتوای اصلی

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحه 47

پدیدآورندگان:

ص۴۷
شيخ طوسى به آن دو در دو موضع قائل شده است و مرحوم مصنف در كتاب دروس ضمان را اختيار و دليل آن را اين طور اقامه فرموده كه غاصب سبب موت و اتلافش شده است مضافا به اينكه صغير قادر بر دفع مهلكات از خود نبوده در حالى كه عروض اسباب هلاك و تلف غالبى و اكثرى است و طفل در معرض آنها مىباشد لذا غصب و استيلاء بر وى باعث آن مىشود كه غاصب اسباب تلف را به خود مستند بدارد و بدينترتيب سببيّت وى براى اتلاف راجح مىگردد از اينرو بايد ضامن باشد . سپس مىفرماين : ظاهرا حدّ صغر عبارتست از عجز از دفع مهلكات و حوادثيكه اشخاص كبير عادتا مىتوانند از خود برهانند نه اينكه مناط و ملاك عدم قوّه تميز باشد ، بنابراين شخصى كه قوّه تميز نداشته ولى قادر بر فرار از مهلكات و رستن از آنها مىباشد كبير محسوب مىگردد . لازم به تذكّر است كه در اين حكم مجنون نيز ملحق به صغير است ، يعنى اگر كسى ديوانه‌اى را غصب كرد و به سببى از اسباب همچون گزيدن حشرات موذى فوت نمود غاصب ضامن او است . ناگفته نماند اگر در شخص كبير فساد عقل پديد آمد يا بواسطه كبر سن و كثرت عمر و يا حدوث مرض بحدّ كودكان رسيده و مانند ايشان گرديد پس در اينكه از نظر حكم ملحق به صغير بوده يا حكم كبير بر او مترتب است دو قول مىباشد . قوله : عينا و منفعة : يعنى اگر نزد غاصب فوت كرد وى نه ضامن ديه او است تا بگوئيم عينش مورد ضمان است و نه غاصب منفعت مدّت غصب را ضامن است به اين معنا كه بگوئيم اگر مثلا يك ماه نزد وى محبوس بود در