قوله : غير مختصة بها : ضمير در [ بها ] به [ زوجه ] عود مىكند .
قوله : و ذكرها فى باب الخلع : ضمير مجرورى در [ ذكرها ] به [ بذل پس از عضل ] راجع است .
قوله : لا يدلّ على كونها منه : ضمير در [ كونها ] به بذل پس از عضل و در [ منه ] به [ خلع ] عود مىكند .
متن :
و إذا تم الخلع فلا رجعة للزوج قبل رجوعها في البذل و للزوجة الرجوع في البذل ما دامت في العدة إن كانت ذات عدة ، فلو خرجت عدتها ، أو لم يكن لها عدة كغير المدخول بها ، و الصغيرة ، و اليائسة فلا رجوع لها مطلقا .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرمايد :
ل : وقتى خلع واقع گرديد و زن مطلّقه شد مرد در طلاقى كه داده حق رجوع ندارد ولى زن تا ما دامى كه در عدّه هست مىتواند در بذلى كه نموده رجوع نمايد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
حكم بعدم جواز رجوع زوج در طلاق زمانى است كه زن در بذلى كه كرده رجوع نكند ولى پس از آنكه وى مراجع كرد طلاق مزبور رجعى شده و بدين ترتيب براى مرد حق رجوع در آن پيدا مىشود .
سپس در ذيل [ مادامت فى العدّة ] مىفرماين :
اين امر در صورتى است كه زن صاحب عدّه باشد لذا اگر از عدّه خارج شد يا زن اساسا عدّه نداشت مثل اينكه مدخون بها نبوده يا صغيره و يا يائسه بود در چنين فروضى رجوع در بذل براى زن اصلا جايز نمىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 291
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩١