الحيض لعارض من مرض ، و حمل ، و رضاع ، و غيرها تعتد بثلاثة أشهر هلالية إن طلقها عند الهلال ، و إلا أكملت المنكسر ثلاثين بعد الهلالين على الأقوى .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
ج : زنى كه در اصطلاح به [ ذات الشّهور ] موسوم است يعنى زنى كه برايش حيض متعارف كه زنان غالبا و نوعا به آن معتاد هستند حاصل نشده در حالى كه در سنّى است كه اقتضايش خروج خون حيض مىباشد حكمش اينست كه براى عدّه مىبايد سه ماه صبر نمايد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
در حكمى كه ذكر شد فرقى نيست بين آنكه زن اساسا حيض نديده و نمىبيند كه در اصطلاح از آن به زن مسترابه تعبير مىكنند چنانچه بسيارى از فقهاء به همين عنوان از [ ذات الشهور ] ياد كردهاند يا آنكه سابق حيض مىشده و بعدا به واسطه عارضهاى همچون مرض يا حمل و يا رضاع و شير دادن و غير اين اسباب خونش قطع شده باشد و به هرتقدير عدّه اين قسم از زنان آنست كه سه ماه بايد صبر نمايند . و مقصود از [ ماه ] ماه هلالى است .
اگر شوهر چنين زنى را در ابتداء ماه و اوّل هلال طلاق دهد امر بسيار روشن و واضح است زيرا بر زن لازم است از زمان وقوع طلاق سه ماه كامل و سالم صبر كند مثلا اگر وى را در ابتداء محرّم طلاق دهد اوّل ماه ربيع الثّانى عدّهاش منقضى مىگردد .
ولى اگر زمان وقوع طلاق در اثناء ماه باشد مثلا در پانزدهم محرّم واقع گردد حكم آنست كه زن اين ماه ناقص را پس از دو ماه ديگر كامل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 147
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٧