وى بگرداند و اگر اين امر نيز موثر نيافتد از او دورى نموده و در فراشى ديگر بخوابد ولى حق زدن ندارد اگر پس از طى اين مراحل زن از اطاعت باز امتناع ورزيد و بمخالفت خودش ادامه داد و آنچه بر وى واجب است ترك كرد او را بزند .
البته در زدن اكتفاء كند بر مقدارى كه اميد بازگشت زن از مخالفت باشد .
يادآورى مىشود كه زدن نبايد بحدّى كه باعث اجراء خون شده يا بدرجه شدت باشد برسد .
شارح ( ره ) در ذيل [ الخروج عن الطاعة ] مىفرماين :
مقصود خروج يكى از زن و شوهر از طاعت ديگرى و ترك آنچه به عهدهاش واجبب است از حق همسرش مىباشد چه آنكه نشوز به معناى ارتفاع مىباشد و پرواضح است كه هريك از زوجين وقتى آنچه بر ايشان واجب است ترك كنند از آن برترى جسته و آن حكم الهى را كوچك و مادون اختيار خود شمردهاند پس بين معناى لغوى و - اصطلاحى نشوز تناسب و ارتباط موجود است .
سپس در ذيل [ و التّبرّم ] مىفرماين :
اين كلمه به معناى دلتنگى و بد حالى مىباشد .
و بدنبال [ لحوائجه ] مىافزايند :
مقصود حوائج و خواستههائى است كه انجام آنها بر زن واجب است نظير مقدمات استمتاع چه آنكه بر زن لازم است از آن امتناع نورزيده و وقتى مرد زن را به آن دعوت كرد از خود سنگينى و بىرغبتى نشان ندهد و حاصل كلام آنكه مقصود از حوائج اين گونه از خواستههاى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 279
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٩