اگر در جواز نكاح مرد آزاد با كنيز دو شرطى را كه سابقا گذشت معتبر بدانيم در اينجا بايد بگوئيم مرد پس از اختيار اسلام اگر بين زنان حرّه و كنيز در اختيار جمع نمود نكاحش با كنيزان باطلست زيرا يكى از دو شرط جواز عدم قدرت بر ازدواج با حرّه بود و چون در اينجا قدرت مزبور حاصل است لاجرم وجهى براى بقاء نكاح كنيز در بين نيست .
قوله : الشرطين : مقصود از دو شرط يكى عجز از تزويج حرّه است و ديگرى خوف عنت مىباشد .
قوله : توجه انفساخ نكاحها هنا : يعنى نكاح وى با كنيز .
البته مقصود از نكاح همان نفس اختيار كنيزى است كه سابقا و قبل از اسلام زوجهاش بوده است .
قوله : اذا جامعت حرّة : ضمير در [ جامعت ] بامه راجع است .
قوله : لقدرته عليها : ضمير در [ لقدرته ] بزوج و در [ عليها ] به حرّه راجع است و اينعبارت علّت است براى توجه انفساخ نكاحها .
متن :
و لو تعددت الحرائر اعتبر رضاهن جمع ما لم يزدن على أربع فيعتبر رضاء من يختارهن من النصاب . و لا فرق في التخيير بين من ترتب عقدهن و اقترن ، و لا بين اختيار الأوائل و الأواخر ، و لا بين من دخل بهن و غيرهن و لو أسلم معه أربع و بقي أربع كتابيات فالأقوى بقاء التخيير .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 206
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٦