ازاينرو كلمه [ انكحوا ] درايند و آيه شريفه دلالت بر استحباب اين عمل دارد .
و از سنّت و اخبار حديث شريف ذيل مىباشد :
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند :
من رغب عن سنتى فليس منّى و انّ من سنتى النكاح [ كسى كه از سنت و آئين من اعراض نموده و روى برگرداند از من نيست و نكاح از آئين من مىباشد ] .
قوله : كتاب النكاح : كلمه [ نكاح ] بكسر نون مصدر است از فعل [ نكح ، ينكح ] از باب [ ضرب يضرب ] به معناى ازدواج كردن زن با مرد و همبستر شدن ايند و با يكديگر مىباشد .
مؤلف گويد :
مشهور بين اهل لغت آنست كه اين كلمه به معناى [ وطى و جماع نمودن است ] بلكه مرحوم علامه در كتاب مختلف بر آن اجماع ادعاء كرده و طبق فرموده صاحب رياض عليه الرحمة ظاهر كلام جوهرى در صحاح اللغة نيز بر آن دلالت دارد .
ولى از كلام برخى اهل لغت همچون [ زجّاج ] اينطور استفاده مىشود كه اين كلمه از نظر معنا مشترك بين معناى مزبور و عقد مىباشد .
قوله : و فيه فصول : ضمير در [ فيه ] بكتاب راجعست .
و فصول در اين كتاب هشت فصل است بقرار ذيل :
فصل اول : در مقدمات نكاح .
فصل دوم : در بيان عقد و احكام آن .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 7
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧