قرار دهد اگرچه مرد اعمى و نابينا باشد .
4 - نگاه كردنش از روى شهوت و به قصد لذّت نباشد .
برخى از فقهاء فرمودهاند :
علاوه بر شروط مذكور شرط ديگرى معتبر است و آن اينكه :
بواسطه نظر مىبايد فايدهاى حاصل شود كه قبلا تحقق نداشته باشد .
بنابراين اگر مرد از حال زن قبل از رؤيت مطلع باشد نظر كردنش بوى صحيح نمىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين شرط ، شرط نيكو و پسنديدهاى است و مىتوان آن را قابل اعتبار دانست ولى نصّى كه مدرك حكم است مطلق بوده و چنين شرطى را اعتبار نكرده است .
شرط ديگرى در اينجا شده و آن اين است كه :
باعث بر نظر نمودن قصد تزويج باشد نه آنكه نگاه كردن سبب پيدا شدن چنين قصدى گردد .
البته اين شرط چندان حسن وجودتى ندارد زيرا آنچه در جواز نظر معتبر است آنست كه مرد پيش از نظر قصد تزويج داشته باشد ، حال باعث بر رؤيت هرچه باشد عيبى ندارد .
بنابراين اگر داعى بر نظر امر مشروعى بود همچون طبيب كه جهت معالجه مريض را ببيند سپس اين نظر منتهى به قصد تزويج با وى گردد .
البته مفروض در اين مثال آنست كه طبيب قصد تزويج داشته
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 56
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦