متن :
و قيل : له الفسخ في المطلقة مطلقا و هو قريب إن تعذر الإبدال كما ذكرناه ، لا مع بدله ، لعدم انحصار حقه في المعيب .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
برخى از فقهاء فرمودهاند : :
در جائى كه اجرت مطلق و غير معيّن است اجير حق فسخ دارد چه ابدال ممكن بوده و چه ممكن نباشد .
ولى اين كلام در فرضى كه ابدال ميسيور نباشد قريب و در غير آن صحيح نمىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
حق بجانب مصنف است چه آنكه با امكان ابدال و چون حق اجير منحصر در فرد مقبوض نبوده مىتواند بدل مطالبه كند نه آنكه عقد را فسخ نمايد .
قوله : و قيل له الفسخ فى المطلقة مطلقا : ضمير در [ له ] به اجير راجع است .
و مقصود از [ المطلقه ] اجرتى است كه در عقد معين نكردهاند و مراد از [ مطلقا ] اين است كه بدل تعذر داشته يا تعذر نداشته باشد .
مؤلف گويد :
در ذيل [ مطلقا ] حاشيهاى از مرحوم سلطان العلماء نقل شده كه فرمودهاند مقصود از [ مطلقا ] اين است كه اجرت معين بوده يا چنين نباشد ، عيب در آن ظاهر بوده يا اينطور نباشد ابدال تعذر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 47
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٧