نام ياد شده بر آن صدق كند و اگر اين عنوان بملاحظه بعد از عقد باشد مشتركا در هردو صورت ( فروش دين بمال مدتدار و فروشش بمال نقد ) صادق است .
مرحوم شارح سپس در تعقيب جواب و تثبيت مرام خود ميفرمايند :
و اينكه در عرف ديده شوده اهل محاوره و صاحبان لسان به فروش دين بمال مدتدار اطلاق بيع دين بدين مىنمايند و مثلا وقتى زيد چنين معاملهاى نمود مىگويند : زيد مالش را بدين فروخت بدون ترديد اطلاق مجازى است يعنى مقصود ايشان اين است كه ثمن مبيع ( يعنى دين ) به طول دين و بدهى به عهده مشترى باقى ماند .
و اگر همين مقدار از اطلاق را كافى در صدق عنوان مزبور - بدانيم الزاما در موردى كه ثمن نقد بوده و مشترى هنوز آن را به بايع قبض نداده بايد چنين بدانيم مخصوصا در جائى كه بدون شرط اجل و مدت بايع مشترى را مهلت نيز بدهد .
قوله : لانه بيع دين بدين : ضمير در [ لانه ] به بيع دين بمؤجل راجعست .
قوله : و فيه نظر : ضمير در [ فيه ] به تفصيل مرحوم مصنف راجعست .
قوله : لان الدين الممنوع منه : ضمير در [ منه ] به الدين راجع است .
قوله : حالكونه دينا : ضمير در حالكونه بدين عائد است .
قوله : بمقتضى تعلق الباء به : ضمير در [ به ] به دين عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 34
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤