و اگر به منظور احداث زيادى در مبيع شخصى را اجير نمود مقدار هزينهاى كه جهت اين غرض متحمل شده به رأس المال ضميمه نموده و بگويد :
اين مبيع براى من بفلان مقدار تمام شده نه آنكه به قيمت كذا خريدهام .
شارح ( ره ) مىفرماين :
زيرا تعبير به شراء فقط شامل ثمنى مىشود كه در معامله به عنوان عوض مىدهند و هزينههاى بعدى را قطعا در بر نمىگيرد از اينرو از مجموع اگر تعبير به شراء كند كذب است بخلاف تعبير به [ تقوّم على ] چه آنكه در اين عبارت ثمن و هزينههائى كه بعدا به آن محلق مىشود از قبيل اجرت كيّال ( كيلكننده و ترازودار ) يا دلال ( واسطه براى واقع شدن معامله ) يا حارس ( محافظ ) يا محرس ( مكانى كه مبيع را در آن حفاظت كردهاند ) يا قصار تميزكننده و شوينده و يا رفاء ( رفوكننده ) يا صباغ ( رنگرز ) و نيز ساير مؤنههائى كه جهت بهرهكشى متحمل مىشوند تمام داخل هستند .
لازم به يادآورى است هزينه و خرجهائى كه براى بقاء و ماندن متاع صرف مىشود نه استرباح و بهرهكشى همچون نفقه بنده و تهيه لباس براى او و علف جهت دابه نبايد جزء ثمن يا ملحق به آن حساب شود ، بلى علف زائد بر مقدار متعارف جهت چاق شدن حيوان جزء هزينههائى است كه داخل ملحقات بثمن مىشود .
قوله : و ان زاد : ضمير مستتر فاعلى به بيع راجعست .
قوله : باستيجاره عليه : ضمير در [ باستيجاره ] به بايع و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 139
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٩