جواب
مرحوم شارح در جواب مىفرماين :
اختلاف در قصد وجه اينجا مضر نيست زيرا نيّت استحبابى كه قبلا نموده ظاهرا و صورى بوده است ولى در واقع قصدش اين بوده كه اگر ذمهاش مشغول است واجب باشد و از اين گذشته قصد وجه را ما معتبر نمىدانيم حتى در مواردى كه علم تفصيلى بوجوب يا ندب عملى داشته باشيم چه رسد در اين قبيل موارد كه امر مشتبه و مجهول است .
قوله : بدرهم شرعى : مقصود از درهم شرعى شش دانق است و هر دانق معادل وزن هشت حبه متوسط از جو است بنابراين هر درهم بحسب حبّه جو معادل با چهل و هشت حبّه است
قوله : و يجعلها : ضمير به [ صدقه ] راجع است .
قوله : لما لعلّه دخل عليه : ضمير در [ لعلّه ] بماء موصوله و در [ عليه ] بناسك راجع است و اين مضمون روايتى است كه مرحوم ملا احمد تونى در حاشيه مخطوطه از مرحوم كلينى به اين شرح نقل نموده :
كلينى در روايت حسن از معاوية بن عمار و حفص بن البخترى از مولانا الصادق عليه السلام قال :
ينبغى للحاج اذا قضى نسكه و ارادان يخرج ان يبتاع بدرهم تمر او يتصدق به فيكون كفارة لما دخل عليه فى حجه من حك او