مطرزى گويد : آن وادى است در مقابل عرفات .
و سمعناى گويد : آن بيابانى است بين عرفات و منى .
قوله : بضم عين مهمله : يعنى عين بدون نقطه .
قوله : ثويه : گويا نام دو وادى باشد چنانچه از كلام حموى در مراصد الاطلاع استفاده مىشود چه آنكه وى در اينكتاب گويد :
ثوبه بفتح و سپس كسره و بعد آن ياء مشدّده و گاهى به صيغه تصغير اداء مىشود و آن موضعى است نزديك كوفه .
بنابراين از محدوده عراق محسوب مىشود و قطعا با ثويهايكه در اينجا مورد صحبت است فرق دارد زيرا وادى مورد بحث جزء محدود سعودى و حجاز است و در خصوص آن به توضيح و شرحى برنخورديم .
قوله : و نمره : بعضى از اهل فن آن را به سكون ميم نيز قرائت كردهاند و آن كوهى است كه وقتى از ماء زمين خارج و بموقف رهسپار مىشوند جانب چپ جاده واقع است چنانچه در تحرير نورى و قاموس اللغة وارد شده .
ولى طبق آنچه در بعضى از اخبار است مقصود از آن همان ( بطن عرنه ) است فلذا مرحوم شارح به اعتماد همين اخبار در مقام نقد بر مصنف ( ره ) فرموده بعد از ذكر ( عرنه ) به آن احتياجى نبود .
قوله : اراك : در قاموس گويد :
اراك همچون سحاب برخى آن را بموضعى كه در عرفات و نزديك نمره است گفتهاند .
قوله : ذى المجاز : مرحوم سيد در رياض المسائل ميفرمايد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 14
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤