واجب است در سال دوم و به همين ترتيب مترصد به رفتن و مسافرت باشد تا وقتى كه موفق به آن شود و در صورتى كه زيارت حج محتاج به تمهيد مقدماتى از قبيل سفر و قطع مسافت و امثال آن باشد لازم است كه آنها را نيز فورا به نحوى ترتيب دهد كه حج را بتواند در سال اول استطاعت درك نمايد ، بنابراين اگر قافلههاى حاج متناوبا عازم سفر باشند لازم است خود را با اولين كاروان به زيارت خانه خدا برساند و در صورتى كه از روى مسامحه و تهاون تأخير انداخت اگر توانست با كاروانهاى بعدى برود كه هيچ و در غير اين صورت حكم كسى را دارد كه حج را عمدا بتأخير انداخته يعنى اين فريضه واجب بذمهاش استقرار پيدا نموده و لازم است بهر نحوى كه شده بعدا قضاء نمايد .
مترجم گويد :
علاوه بر اجماع و اتفاقى كه مرحوم شارح بر وجوب فورى حج ادعا فرمودند اخبارى در دست است كه ظهور كالصريح در آن دارد از جمله روايتى كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 8 ص 18 به اين شرح نقل فرموده :
محمد بن يعقوب از على از پدرش از عبد الرحمن بن ابى نجران از ابى جميله از زيد الشحام قال :
قلت لابى عبد اللّه عليه السلام : التّاجر يسوّف الحج ؟
قال : ليس له عذر ، فان مات فقد ترك شريعة من شرايع الاسلام .
قوله : موبقه : ( بكسر باء ) اسم فاعل به معناى مهلكه و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 9
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩