قوله : انّه لم يعرّف غيره : ضمير در [ انّه ] بمصنّف و در [ غيره ] به صوم راجعست .
قوله : و لا غيرها : يعنى و لا غير العبادات .
متن :
و أما دخله من حيث جعله كفا و هو أمر عدمي فقابل للتأويل بإرادة العزم على الضد أو توطين النفس عليه ، و به يتحقق معنى الإخلال به إذ لا يقع الإخلال إلا بفعل فلا بد من رده إلى فعل القلب ، و إنما اقتصر على الكف مراعاة لمعناه اللغوي .
اشكال ديگر بر تعريف و جواب مرحوم شارح از آن
شرح فارسى :
علاوه بر ايراديكه مرحوم شارح بر تعريف مذكور فرمودند ممكن است توهّم اشكال ديگرى بشود و آن اينست :
روزه كه از عبادات مسلّمه بين مسلمين است از امور وجودى و حقيقى مىباشد و از باب اينكه بين معرّف ( بكسر راء ) و معرّف ( بفتح راء ) همانطورى كه اهل ميزان گفتهاند بايد تساوى در حمل بوده تا بتوان يكى را بر ديگرى حمل نمود لاجرم تعريف صوم به ( كف ) كه از امور عدمى و اعتبارى است صحيح نبوده و تعريف مزبور از اين نظر معيوب مىباشد .
مرحوم شارح در جواب از اين اشكال مىفرماين :
اين ايراد قابل دفع مىباشد چه آنكه مقصود از ( كف ) عزم و قصد بر ضدّ مفطرات يا آماده كردن نفس است بر اتيان ضد و بهر كدام از ايندو معنا كه باشد امر وجوديست و بدين وسيله اخلال بحقيقت صوم كه همان كف به اين معنا است تحقّق پيدا مىكند زيرا ما نيز قبول داريم كه اخلال