تقريرى كه در مبحث شيخان گفتيم يعنى مىگوئيم :
قضاء بواسطه حصول قدرت لازمست و فديه بواسطه نفس افطار و از جمع بين اين دو هيچ محذور و اشكالى لازم نمىآيد و مرحوم مصنّف نيز در كتاب دروس به همين رأى معتقد مىباشند .
سپس مىفرماين :
در عبارت مرحوم مصنّف كه فرمود :
( و لو برء قضى ) دو احتمال است :
الف : آنكه قضاء علاوه بر فديه لازم باشد چنانچه در دروس نيز چنين فرموده .
ب : آنكه تنها قضاء واجب باشد بدون فديه همانطورى كه مرحوم علم الهدى سيد مرتضى به آن قائلند .
پس از آن مىفرماين :
مرحوم مصنّف حكم مذكور در ذو العطاش را مقيّد به كسى نمود كه از زوال مرضش مأيوس و بدين وسيله از مرضى كه بهبوديش مرجوّ و مرضش عادتا ممكن الزّوال است احتراز كرد چه آنكه حكم وى بعد از حصول سلامتى و امكان روزه مانند مريضهاى ديگر تنها قضاء مىباشد .
ولى حق از نظر ما اينست كه در ذو العطاش بايد همچون پيرمرد و پيرهزن قائل شد يعنى بگوئيم :
در صورتى كه وى بطور كلّى از گرفتن روزه عاجز است نه قضاء بر او واجب است و نه فديه ولى اگر با تحمّل مشقّت شديد مىتواند آن را بگيرد فقط فديه لازمست .
قوله : داء لا يروى صاحبه : كلمه [ لا يروى ] به صيغه مجهول و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 199
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٩