استقامة : در اصل « استقواما » بود آنچه در « اجابة » گفتيم عينا در آن جارى شد .
انقاد : در اصل « انقود » بود واو ماقبل مفتوح به الف قلب شد .
ينقاد : در اصل « ينقود » بود واو ماقبل مفتوح به الف قلب شد .
انقيادا : در اصل « انقوادا » بود واو ماقبل مكسور به ياء قلب شد .
اختار : در اصل « اختير » بود ياء ماقبل مفتوح به الف قلب گرديد .
يختار : در اصل « يختير » بود ياء ماقبل مفتوح به الف قلب شد .
اختيارا : بر اصل خود باقى است و در آن اعلالى نشده .
و اذا بنيتها للمفعول : ضمير مؤنّث در « بنيتها » به افعال مذكور راجع است .
اجيب : در اصل « اجوب » بود كسره بر واو ثقيل بود بماقبل دادند سپس واو ماقبل مكسور به ياء قلب شد .
يجاب : در اصل « يجوب » بود فتحه واو را بماقبل داده سپس واو ماقبل مفتوح به الف قلب گرديد .
استقيم : در اصل « استقوم » بود كسره بر واو ثقيل بود بماقبل دادند سپس واو ماقبل مكسور به ياء قلب شد .
يستقام : در اصل « يستقوم » بود فتحه واو را بماقبل داده سپس بمناسبت فتحه واو بالف قلب گرديد .
انقيد : در اصل « انقود » بود كسره بر واو ثقيل بود بماقبل داده سپس واو ماقبل مكسور بياء قلب شد .
ينقاد : در اصل « ينقود » بود واو ماقبل مفتوح بالف قلب گرديد .
اختير : در اصل « اختير » بود كسره بر ياء ثقيل بود بماقبل داده پس از آنكه حركت ماقبل را ساقط كردند .
يختار : در اصل « يختير » بود ياء ماقبل مفتوح بالف قلب شد .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٤