بِيَدِكَ وَقَبِّلْ يَدَكَ وَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاسْتَقْبِلْهُ وَكَبِّرْ وَقُلْ كَمَا قُلْتَ حِينَ طفْتَ بِالْبَيْتِ يَوْمَ قَدِمْتَ مَكَّةَ .
ثُمَّ طُفْ بِالْبَيْتِ سَبْعَةَ أَشْواطٍ كَمَا وَصَفْتُ لَكَ يَوْمَ قَدِمْتَ مَكَّةَ .
ثُمَّ صَلِّ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ رَكْعَتَيْنِ تَقْرأُ فِيهِمَا بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، وَقُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ .
ثُمَّ ارْجِعْ إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ فَقَبِّلْهُ إِنْ اسْتَطَعْتَ وَاسْتَقْبِلْهُ وَكَبِّرْ . . . » « 1 » .
« هرگاه در روز نحر [ روز عيد ] به خانه خدا آمدى بر در مسجد مىايستى ومىگويى :
« خداوندا ! مرا بر انجام آئينت يارى رسان و مرا تسليم آن گردان و آن را رام من كن . خدايا ! همچون انسانى بيمار و خوارى كه به گناه خود معترف است از تو مىخواهم گناهان مرا ببخشى و به نيازم بازگردانى .
خداوندا ! من بندهء توام و شهر ، شهر تو و خانه ، خانهء تو ، آمدهام در حالى كه رحمت تو را طالبم و آهنگ طاعت تو را دارم ، و فرمانت را پيروى مىكنم و به قضا و قدر تو خشنودم . همچون بيچارهاى كه به نزد تو آمده و فرمانت مىبرد و از عذاب تو هراسان است و از عقوبت بيمناك ، از تو مىخواهم كه مرا مشمول عفو خود گردانى و از آتش به رحمتت پناهم دهى . »
سپس كنار حجر الاسود مىآيى آنرا لمس كرده مىبوسى و اگر
هامش
( 1 ) - وسائل الشّيعه ، ج 10 ، ابواب زيارة البيت ، ص 205 ، باب 4 ، حديث 1 .