تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 955

مساهمون:

ص٩٥٥
اطفالنا من الظّمأء * حيث الفرات سائل
يعنى منّت برپسر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بگذاريد و يك شربت آب به اطفال جگركباب من برسانيد كه از تشنگى مرده‌اند زنده شوند
قالوا له لا ماء لنا * الّا السّيوف و القنا فانزل به حكم الادعياء * فقال بل اقاتل
در جواب برادرم گفتند حسين عليه السّلام تو در نزد ما آب ندارى بلكه جواب تو نيزه و شمشير است مگر آنكه سر به حكم يزيد و ابن زياد آورى تا آب بخورى . برادرم فرمود سر به حكم حرامزاده نخواهم آورد جنگ مىكنم تا كشته شوم اى زنها برادرم آنقدر جنگ كرد تا آنكه
حتّى اتاه مشقص * رماه وعد ابرص من سقر لا يخلص * رجس دعىّ و اغل
تيرى سه پهلو ملعونى رجس و ابرص به طرف او رها كرد همان تير كار برادرم حسين عليه السّلام را ساخت و لشگر اظهار فرح كردند

بىتابى نمودن فاطمه دختر سيّد الشّهداء عليه السّلام براى پدر و از دنيا رفتنش در خرابه شام

زينب ( ع ) چه در خرابه ويران نزول كرد * مىگفت با نسيم سحرگه زبانحال كاى باد اگر بسوى شهيدان گذر كنى * برگوى با حسين ( ع ) شهيدم كه كيف حال برگو خرابه منزل اهل و عيال شد * يا مونسى تعال الى الأبل و العيال
چون اولاد رسول و ذرارى فاطمهء بتول را در خرابه شام منزل دادند آن غريبان ستمديده و آن اسيران داغديده صبح و شام براى جوانان شهيدان خود در ناله و