تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
بنگر به من كه بىكس و بىيارم اى پدر * در دست ناكسان جفاكارم اى پدر بودم ترا چو جان عزيزى ولى كنون * خوار و ذليل كوچه و بازارم اى پدر يكدم بيا به شمر بكن التماس * كآن جورپيشه كم كند آزارم اى پدر
اذا بعلىّ بن الحسين عليهما السّلام على بعير به غير وطاء و اوداجه تشخب دما مسلم مىگويد كه ناگاه چشمم برامام بيمار افتاد ديدم كه با حال نزار برشتر برهنه سوار و نيز اعضايش از جفاى اشرار مجروح بود و خون از رگهاى گردنش جستن مىكرد چه اينكه شخب آن پستانى را گويند كه از شير پر شده باشد بمحض رسيدن دست و اشارهء انگشتان شير از او جستن نمايد اينجا هم مسلم گچكار گويد خون همانطورى از رگهاى آن عليل بيمار جستن مىكرد و با حالت زار بيقرارى مىكرد و هو يقول بصوت حزين ، با ديده گريان مىفرمود : شعر
يا امّة السّؤلا سقيا لريعكم * يا امّة لم تراعى جدّنا فينا
اى بدترين امت شما را خدا خير ندهد كه رعايت حرمت جد مادر حق ما نكرديد
تسيرونا على الاقتاب عادية * كانّنا لم نشيّد فيكم دينا
اين حق ما بود كه اولاد پيغمبر را برروى چوبهاى شتران بنشانيد و به صورت اسير وارد شهر و ديار كنيد ما مگر مشيّد دين و آئين شما نبوديم و صار اهل الكوفة يناولون الأطفال الّذين على المحافل بعض التّمر و الخبز و الجوز اهل كوفه را ديدم كه براطفال خردسال خرما و جوز و پاره نان مىدادند و امّ كلثوم ناله و فرياد مىكرد اى امان اى نامسلمانان انّ الصّدقة علينا حرام صدقه برما آل محمّد حرام است پس
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 824 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى