فصل دوازدهم
خروج لشگر كفرآئين عمر سعد از كربلاء و حركت دادن اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را به كوفه خراب
چون روز يازدهم آمد و خورشيد به دائره نصف النهار رسيد و از آن گذشت عمر سعد خبيث فرمان داد كه لشگر سرزمين كربلاء را ترك كرده و از آنجا به طرف كوفه حركت كنند ، سپاه مهياى رفتن شدند سپس فرمانى ديگر صادر كرد مبنى برسوار كردن خيل اسيران و مراقبت كامل از ايشان كه مبادا احدى از آنها بگريزد در كاروان اهل بيت از جنس ذكور فقط حضرت مولانا على بن الحسن عليهما السّلام و جناب حسن مثنى و زيد و عمر پسران امام مجتبى سلام اللّه عليه و به نقلى حضرت امام باقر عليه السّلام نيز شرف حضور داشتند بارى اين سروران و بانوان محترمات را برشتران و مراكب بدون محمل نشاندند و چنانچه در برخى از كتب ارباب مقاتل آمده لشگر كافر عمر سعد با كعب نيزه و تازيانه كودكان و بانوان را سوار كردند .
مرحوم سيّد در لهوف فرموده :
بانوان محترمات و اهل بيت باشرافت ابى عبد اللّه عليه السّلام را برشترانى سوار كردند كه پاره گليمى برپشتشان انداخته شده بود نه محملى داشتند و نه سايبانى ، در ميان سپاه دشمن همه با صورتهاى گشوده با اينكه امانتهاى پيغمبر خدا بودند و آنان را همچون اسيران ترك و روم در سختترين شرائط گرفتارى و ناراحتى به اسيرى بردند و چه خوش گفته شاعر عرب :
يصلّى على المبعوث من آل هاشم * و يغزى بنوه انّ ذالعجيب
و شاعرى فارسىزبان در ترجمه آن گفته :