تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
رهبرى كرده و شرّ حاكم فاسق و فاجر و ظالم را از سر آنها كوتاه نمايد از اين‌رو آن جناب به منظور اتمام حجّت برايشان از مدينه خارج و به مكّه و سپس از آنجا به طرف كوفه شتافتند . رابعا : در برخى اوقات از ذوات مقدّسه معصومين عليهم السّلام افعال و حركات معجزه‌آسايى صادر شده كه در طاقت بشر نبوده و اساسا فكر و انديشه از درك و وصول به آنها ناتوان است و در سائر اوقات مطابق معمول و عادت مشى مىكنند چه آنكه در غير اين صورت حكمت الهى در بعثت انبياء و اولياء باطل مىگشت و شاهد براى گفتار روايتى است كه مرحوم صدوق آن را در على الشرايع و اكمال الدين روايت نموده و شيخ طبرسى عليه الرّحمه نيز آن را از محمّد بن ابراهيم بن اسحق طالقانى به اين شرح نقل كرده است : محمّد بن ابراهيم مىگويد : من با جماعتى كه در بينشان علىّ بن موسى القصرى بود نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح بوديم ، شخصى از بين جمعيّت برخاست و محضر شيخ عرض كرد : مىخواهم راجع به چيزى از شما سؤال كنم آيا اجازه مىدهيد ؟ شيخ فرمود : از هرچيز خواستى بپرس . آن شخص گفت : آيا حضرت حسين بن على عليه السّلام ولىّ خدا بوده يا نه ؟ شيخ فرمود : آرى آن شخص عرض كرد : بفرمائيد آيا قاتل آن حضرت دشمن خدا بوده يا نه ؟ شيخ فرمود : آرى آن شخص عرض كرد : آيا ممكن است خداوند دشمن خود را برولىّ خويش مسلّط كند . شيخ فرمود : آنچه را كه به تو مىگويم بفهم ، بدان كه خداى عزّ و جل به طور آشكار و ظهور خلق را مورد خطاب قرار نمىدهد و با خودشان تكلّم نمىفرمايد