تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
امام حسين عليه السّلام فرمود : اى برادر لشگر دشمن بسيار است و مخالفان ما از سواره و پياده بىشمار هستند عون جواب داد : يابن رسول اللّه شير را از هجوم روباهان هراس و انديشه‌اى نيست . شعر
بكوشم درين حرب مردانه‌وار * چه انديشه از لشگر بىشمار دل و دست و بازو به كار آورم * جهان برعد و تنگ و تار آورم
اين بگفت و مركب به جولان درآورد و خود را برقلب سپاه دشمن زد ، ابن الاحجار با دو هزار پياده و سواره گرداگرد او را گرفتند ، عون با شمشير صف آنها را از هم دريد و لشگر را از پيش خود رمانيد و عنان بجانب خيمه معطوف داشت حضور مبارك امام عليه السّلام رسيد آن حضرت براو آفرين كرد و فرمود : مىبينم كه مجروح شده و زخم‌هاى متعددى برداشته‌اى برو بخيمه و برآنها مرحم بگذار . عون عرض كرد : اى برادر بزرگوار شما را به روح جدّت احمد مختار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سوگند مىدهم مرا از حرب بازمداريد كه از تشنگى نزديك است هلاك شوم و مىبينم كه ساقى كوثر جامى پر از شربت بهشتى در دست دارد و به من اشارت مىكند و من زود مىخواهم كه خود را از تشنگى برهانم . امام حسين عليه السّلام فرمود : اسب ادهم را كه حضرت امير در حال حيات به تو حواله كرده بود بفرماى تا زين كنند و برآن گستوانى برافكنند و سوار شو . عون بفرمود تا آن مركب را مكمّل كرده بياوردند و سوار شده زره داودى پوشيده و پيراهن سفيد بربالاى زره پوشيد و تيغ يمانى حمايل كرده و نيزه رومى بدست گرفته روى به ميدان نهاد ، زمان به زبانحال اين صدا به عرصه‌گاه حربگاه انداخت :
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 650 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى