تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
از شما استعانت جويم . جملگى گفتند : مطلب خود را بيان كن ، آنچه از دستمان برآيد در نصرت و يارى تو كوتاهى نكرده و از آن مضايقه نخواهيم نمود . ابن مسعود فرمود : اى ياران ، معاويه مرد و جان به مالك دوزخ سپرد و بدين ترتيب اركان ظلم و ستم خراب شد ، اكنون يزيد شارب خمر و مايه هرفسق و فجور مدّعى خلافت برمسلمين شده ، سوگند به ذات اقدس الهى كه جهاد با اين گبرزاده پليد بدگهر در راه دين افضل است از جهاد با مشركين . سپس به مدح و منقبت سرور آزادگان پرداخت و گفت : اى مردم ، اين است شاه سرافراز و ماه خطّه حجاز حضرت ابا عبد اللّه و پسر رسول خدا و نسل ذبيح اللّه و نجل خليل اللّه و ذريّه نجى اللّه و باقىمانده صفى اللّه كه شرافت اصل و طهارت نسل و پاكى طينت و صافى سريرت و علوّ همت و سموّ رتبت و وجاهت عقل و وفور علم و فضل و ظهور حلم و خلق عظيم و جود جسيم و صفاى ظاهر و سيماى زاهر و عدل كامل و بذل شامل دارد اولى الناس به خلافت او است . اى مردم از جاده نورانى حقّ قدم نكشيد و در بيابان بطلان گمراه نگرديد و در تيه ضلالت قرار نگيريد در روز جمل اگر صخر بن قيس اسباب خذلان شما گشت بيائيد امروز خود را از آن خسران و خذلان بيرون آريد ، پسر پيغمبر و نور ديده حيدر و سرور سينه فاطمه اطهر را يارى و در ركاب ظفر اثرش جان نثار كنيد و نبايد در نصرتش تقصير نمائيد كه مقصّر در يارى حضرت شهريارى او مورث ذلّت و خوارى در اولاد و ذرارى وى خواهد شد و نسلش منقرض خواهد گشت .
سر چه متاعى است در راه دوست * بار گرانى است كشيدن به دوش
اينك من لباس حرب برخود تنگ پوشيدم ، زره حراست در برو سپر صبر برسر گرفتم . اين است نيّت من ، اكنون منتظر جواب شما مىباشم ، خدا شما را