لذا براى علامت بودن اين الف براى تأنيث علامتى قرار دادهاند و آن اينستكه گفتهاند :
الف مقصوره علامت تأنيث هست بشرطيكه تاء و تنوين بر آن ملحق نشود .
3 - الف ممدوده مانند : حمراء و حسناء .
تبصره
چون صحبت از تاء تأنيث بميان آمد بىمناسبت نيست معانى كه براى تاء علماء در كتب ضبط كردهاند در اينجا به آن اشارهاى كنيم :
براى تاء چهارده معنا ذكر كردهاند :
1 - تائيكه براى فرق بين مذكّر و مؤنث است در صفات مانند ناصره و منصوره .
2 - تائيكه دلالت بر جمع بودن اسم مىكند مانند جمالة و ركوبة .
3 - تائيكه براى فرق بين جنس و فرد است مانند : تمرة و نملة .
4 - تائيكهدر صفات براى تأكيد و مبالغه آيد مانند : علّامة و معطارة .
5 - تائيكه در بعضى از صيغههاى جمع الجمع درميآيد براى دلالت كردن بر عجمى بودن مفرد آن مانند جواربه و اكاسره كه مفرد آنها جوراب و كسرى مىباشد و هردو غير عربى هستند .
6 - تائيكه در صيغ جمع منتهى الجموع درميآيد براى دلالت كردن بر منسوب بودن مفرد آن مانند : اشاعثه و ازارقة كه مفرد آنها اشعثى و ازرقى مىباشد .
7 - تائيكه در صيغ جمع درمىآيد براى دلالت كردن بر حذف حرفى
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٤