مسئله اوّل : شروط اشتقاق اسم تفضيل
و آن هفت چيز است سه تاى آن امر عدمى است و چهار تاى ديگر وجودى .
امّا شروط وجودى :
1 - آنكه مصدر مشتق منه ثلاثى مجرّد باشد پس از مصادر ثلاثى مزيد و رباعى مجرّد و مزيد اسم تفضيل مشتق نميشود .
2 - آنكه فعل آن مصدر متصرّف باشد ماضى ، مضارع ، امر ، نهى و امثال اين امور را دارا بوده و در تمام چهارده صيغهاش صرف گردد . پس بنابراين افعال غير متصرّف مانند : نعم « نيكو است » ليس « نيست » عسى « اميد است » اسم تفضيل ندارند .
3 - فعل مصدر مشتقّ منه تامّ باشد و منظور از تام اينستكه محتاج باسم و خبر نباشد پس كان « بود » صار « گرديد » اصبح « صبح كرد » و امثال اينها صيغه تفضيل ندارند .
4 - مصدر مشتق منه قابل قلّت و كثرت و شدّت و ضعف باشد مانند : علم « دانش » حسن « زيبائى » پس مصادريكه قابل اينمعنى نيستند مانند : موت « خروج روح از بدن » غروب « پنهان شدن خورشيد » طلوع « برآمدن خورشيد » صيغه تفضيل ندارند .
و امّا شروط عدمى :
مقصود از اين شروط اموريست كه نبودن آنها در اينجا معتبر است و آن سه مىباشد :
1 - مصدر مشتق منه بر رنگ دلالت نكند پس بياض « سفيدى » سواد