در صورت اوّل لازمست به واو منقلب شود همچون قلب در بوطر و كولل .
و در فرض دوّم اگر جمع صيغه افعل باشد همچون بيض كه جمع ابيض است واجب است ضمّه بكسره قلب گردد .
3 - واو و ياء در صورتى كه عين الفعل باشند بالف قلب ميگردند مشروط باينكه متحرّك بوده و ماقبلشان مفتوح يا در حكم آن باشد چه در اسم ثلاثى و چه در فعل آن مانند باب و باع .
4 - اعلال در افعال و اسماء متصرّفه جاريست بنابراين كلمات غيرمتصرف مورد اعلال واقع نميشوند چه اسم بوده و چه فعل باشند فلذا در باب تعجّب اين قاعده جارى نيست .
5 - واو ما قبل مكسور در مصادر به ياء قلب مىشود مانند قيام و عياذ .
6 - در صورتى كه واو با ياء ماقبل ساكن جمع شود چه لام الفعل باشد و چه عين الفعل لازمست بياء قلب گردد مانند طىّ كه در اصل طوى بوده است .
7 - در خصوص باب قيل و بيع سه لغت جايز است :
الف - قرائت آنها با ياء چنانچه گذشت .
ب - اشمام .
ج - با واو يعنى قول و بوع .
8 - واو و ياء در صورتى كه لام الفعل بوده و متحرك و ما قبلشان فتحه باشد به الف قلب ميشوند همچون غزى كه در اصل غزو بوده يا رمى كه رمى بوده است .
9 - در صورتى كه واو ما قبل مكسور باشد يا در مرتبه چهارم يا بيشتر قرار گرفته و ما قبلش مضموم نباشد به ياء قلب ميگردد مانند دعى و غازى و اغزيت .
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحة 269
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٩