پرش به محتوای اصلی

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحه 236

پدیدآورندگان:

ص۲۳۶
داعيان - در اصل داعوان بود واو ماقبل مكسور بياء قلب شد داعيان شد .

صرف اسم مفعول از ناقص واوى مدعوّ

/ مدعوّ / يك مرد خوانده شده مذكر / مدعوّان / دو مرد خوانده شده / مدعوّون / مردان خوانده شده / مدعوّه / يك زن خوانده شده مؤنث / مدعوّتان / دو زن خوانده شده / مدعوّات / زنان خوانده شده

مشتقات ناقص واوى از باب رضى يرضى

ماضى معلوم / رضى / خوشنود بود يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / رضى / خوشنود شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يرضى / خوشنود هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يرضى / خوشنود مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليرض / بايد خوشنود باشد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليرض / بايد خوشنود شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / ارض / خوشنود باش تو يك مرد حاضر در زمان حال امر حاضر مجهول / لترض / خوشنود شو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لايرض / نبايد خوشنود باشد يك مرد غائب در زمان حال
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحه 236 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى