صرف امر غائب مجهول از ناقص واوى ليدع
/ ليدع / بايد خوانده شود يك مرد غائب در زمان حال
مذكر / ليدعيا / بايد خوانده شوند دو مرد غائب در زمان حال
/ ليدعوا / بايد خوانده شوند مردان غائب در زمان حال
/ لتدع / بايد خوانده شود يك زن غائب در زمان حال
مؤنث / لتدعيا / بايد خوانده شوند دو زن غائب در زمان حال
/ ليدعين / بايد خوانده شوند زنان غائب در زمان حال
صرف امر حاضر معلوم از ناقص واوى ادع
/ ادع / بخوان تو يك مرد حاضر در زمان حال
مذكر / ادعوا / بخوانيد شما دو مرد حاضر در زمان حال
/ ادعوا / بخوانيد شما مردان حاضر در زمان حال
/ ادعى / بخوان تو يك زن حاضر در زمان حال
مؤنث / ادعيا / بخوانيد شما دو زن حاضر در زمان حال
/ ادعنّ / بخوانيد شما زنان حاضر در زمان حال
ادع - در اصل تدعو بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء كه علامت مضارع بود از اولش برداشتيم و چون بعد از آن ساكن بود به عين الفعلش نگاه كرديم مضموم بود لذا يك همزه وصل مضمومه در اولش درآورده و آخرش را بجزمى ساقط كرديم شد ادع .