/ تقال / گفته مىشود يك زن غائب در زمان حال يا آينده
مؤنث غائب / تقالان / گفته ميشوند دو زن غائب در زمان حال يا آينده
/ يقلن / گفته ميشوند زنان غائب در زمان حال يا آينده
الى آخر
يقال - در اصل يقول بود حركت واو را بماقبل نقل داديم سپس واو ماقبلش چون مفتوح شد قلب بالف شد يقال گرديد .
صرف امر غائب مجهول از اجوف واوى ليقل
/ ليقل / بايد گفته شود يك مرد غائب در زمان حال
مذكر غائب / ليقالا / بايد گفته شوند دو مرد غائب در زمان حال
/ ليقالوا / بايد گفته شوند مردان غائب در زمان حال
/ لتقل / بايد گفته شود يك زن غائب در زمان حال
مؤنث غائب / لتقالا / بايد گفته شوند دو زن غائب در زمان حال
/ ليقلن / بايد گفته شوند زنان غائب در زمان حال
ليقل - در اصل يقال بود خواستيم از آن امر غائب بنا كنيم لام مكسوره در اولش درآورديم و آخرش را بجزمى ساكن كرديم اجتماع دو ساكن شد الف - لام الف را حذف كرديم شد ليقل و همچنين است لتقل .
صرف امر حاضر مجهول از اجوف واوى لتقل
/ لتقل / بايد گفته شوى تو يك مرد حاضر در زمان حال
مذكر / لتقالا / بايد گفته شويد شما دو مرد حاضر در زمان حال
/ لتقالوا / بايد گفته شويد شما مردان حاضر در زمان حال
الى آخر