متكلم وحده / لاقل / بايد بگويم من در زمان حال
متكلم مع الغير / لنقل / بايد بگوئيم ما در زمان حال
ليقل - اصل آن يقول بود بعد از داخل كردن لام امر غائب لام بجزمى ساكن شد دو ساكن واو - لام با هم جمع شدند اوّلى را حذف كرديم شد ليقل و همچنين است حال لتقل و لاقل و لنقل .
صرف امر حاضر معلوم از اجوف واوى قل
/ قل / بگو تو مرد حاضر در زمان حال
مذكر / قولا / بگوئيد شما دو مرد حاضر در زمان حال
/ قولوا / بگوئيد شما مردان حاضر در زمان حال
/ قولى / بگو تو اى زن حاضر در زمان حال
مؤنث / قولا / بگوئيد شما دو زن حاضر در زمان حال
/ قلن / بگوئيد شما زنان حاضر در زمان حال
قل - اصل قل تقول بود خواستيم از آن امر حاضر بناء كنيم تاء را از اولش برداشته و چون ما بعد آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء نموده فقط آخرش را مجزوم كرديم شد قول التقاء ساكنين شد بين واو و لام واو را حذف كرده قل شد .
صرف نهى از اجوف واوى لايقل
/ لايقل / نبايد بگويد يك مرد غائب در زمان حال
مذكر غائب / لا يقولا / نبايد بگويند دو مرد غائب در زمان حال