اصل مدّ مدد بود دال اوّل را ساكن كرده و در دوّم ادغام نموديم شد مدّ چنانچه در فرّ همچنين كرديم .
اصل يمدّ يمدد بود چنانچه در يفرّ يفرر بود حركت دال و راء اوّل را بما قبل نقل داده و در دال و راء دوّم ادغام كرديم يمدّ و يفرّ شد چنانچه شرح كيفيت ادغام و وجوب و جواز آن مستقلا در بحث ادغام انشاء الله تعالى ذكر خواهد شد .
مشتقات باب برّ يبرّ
ماضى معلوم / برّ / نيكى كرد يك مرد غائب در زمان گذشته
ماضى مجهول / برّ / نيكى شد يك مرد غائب در زمان گذشته
مضارع معلوم / يبرّ / نيكى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
مضارع مجهول / يبرّ / نيكى مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
امر غائب معلوم / ليبرّ / بايد نيكى بكند يك مرد غائب در زمان حال
امر غائب مجهول / ليبرّ / بايد نيكى بشود يك مرد غائب در زمان حال
امر حاضر معلوم / برّ / نيكى كن تو يك مرد غائب در زمان حال
امر به صيغه / لتبرّ / نيكى بشو تو يك مرد حاضر در زمان حال
نهى / لا يبرّ / نبايد نيكى بكند يك مرد غائب در زمان حال
جحد / لم يبرّ / نيكى نكرده است يك مرد غائب در زمان گذشته
نفى / لا يبرّ / نيكى نمىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
استفهام / هل يبرّ / آيا نيكى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
اسم فاعل / بارّ / يك مرد نيكى كننده
اسم مفعول / مبرور / يك مرد نيكى شده
مصدر / البرّ / نيكى كردن
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٧