مىنمايند بعلاوه اينكه معناى مضارع را بماضى نزديكى نقل ميدهند مانند فرمايش خداوند تبارك و تعالى لم يلد و لم يولد .
فعل استفهام - آنست كه دلالت كند بر سوال از واقع شدن كارى و علامت آن هل يا ا مىباشد كه بر سر فعل مضارع يا ماضى داخل مىشود .
البته ناگفته نماند كه استفهام از مختصات فعل نيست چه آنكه همزه يا هل بر سر غير فعل هم داخل ميشوند و ليكن چون صحبت از اقسام فعل شد براى استيفاى اقسام استفهام را هم در اينجا استطرادا و بالمناسبه ذكر كرديم .
تبصره : يك قسم ديگر از فعل هست كه علماء صرف آن را صريحا در كتب اسم نبردهاند و آن عبارتست از فعليكه در فارسى به آن ماضى استمرارى مىگويند كه دلالت مىكند بر استمرار وقوع فعلى يا عدم وقوع آن در زمان گذشته و در عربى براى ساختن آن از ماده كان استفاده كرده به اين ترتيب كه آن را بر سر فعل مضارع مقصود داخل مىكنند و هر دو را صرف مىنمايند مثلا اگر كسى بخواهد بگويد كه من زيد را در زمان گذشته پيوسته مىزدم بايد بگويد كنت اضرب زيدا و براى تسهيل فهم هر چهارده صيغه را از همين مادّه ذيلا صرف مىكنيم :
/ كان يضرب زيد عمرا / پيوسته ميزد زيد عمرو را در زمان گذشته
مذكر غائب / كانا يضربان عمرا / پيوسته ميزدند آن دو مرد عمرو را در زمان گذشته
/ كانوا يضربون عمرا / پيوسته ميزدند آنگروه مردان عمرو را در زمان گذشته
/ كانت تضرب هند عمرا / پيوسته ميزد هند عمرو را در زمان گذشته
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٩