/ ليحرنجما / بايد مورد اراده كارى واقع شوند دو مرد در زمان حال
/ ليحرنجموا / بايد مورد اراده كارى واقع شوند مردان در زمان حال
صرف امر به صيغه از باب افعنلال
/ لتحرنجم / مورد اراده كارى واقع شو تو يك مرد در زمان حال
/ لتحرنجما / مورد اراده كارى واقع شويد شما دو مرد در زمان حال
/ لتحرنجموا / مورد اراده كارى واقع شويد شما مردان در زمان حال
صرف ماضى مجهول از باب افعلّال
/ اقشعرّ به / البته لرزيده شد يك مرد در زمان گذشته
/ اقشعرّ بهما / البته لرزيده شدند دو مرد در زمان گذشته
/ اقشعرّ بهم / البته لرزيده شدند مردان در زمان گذشته
تذكار : اقشعرّ به در اصل اقشعّرّ بود خواستيم آن را مجهول كنيم چون لازم بود اوّل آن را بواسطه حرف جرّ متعدى كرديم شد اقشعّرّ به سپس حرف اوّل و سوّم را ضمّه داده و ماقبل آخر را كسره داديم كسره داديم شد اقشعرّ به .
صرف مضارع مجهول از باب افعلّال
/ يقشعرّ به / البته لرزيده مىشود يك مرد در زمان حال يا آينده
/ يقشعرّ بهما / البته لرزيده ميشوند دو مرد در زمان حال يا آينده
/ يقشعرّ بهم / البته لرزيده ميشوند مردان در زمان حال يا آينده
صرف امر غائب مجهول از باب افعلّال
/ ليقشعرّ به / البته بايد لرزيده شود يك مرد در زمان حال