تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
در زمان حال و اين باب هم چون از نظر صرف صيغه‌ها ساده و روشن بود لذا به جهت عدم تطويل از ذكر آنها صرف نظر نموديم .

بناء باب افعلّال اقشعرّ يقشعرّ اقشعرار

اقشعرّ - فعل ماضى است در اصل قشعر بود خواستيم از آن رباعى مزيد بنا كنيم همزه مكسوره در اوّلش درآورده و فاءالفعل آن را ساكن كرده و عين الفعل را مفتوح و لام الفعل دوّم را مشدد نموديم اقشعرّ شد . يقشعرّ - فعل مضارع است در اصل اقشعرّ بود خواستيم از آن مضارع بنا كنيم ياء مفتوحه در اولش درآورديم و آخرش را مضموم و ما قبل آن را مكسور كرديم ياقشعرّ شد سپس قاعده‌ايكه در نظائرش جارى ميكرديم در اينجا كرديم يقشعرّ شد . اقشعرر - امر حاضر است در اصل تاقشعرر بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء را از اولش برداشته و چون ما بعد آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء كرده فقط آخرش را مجزوم نموديم اقشعرر شد و نيز دو وجه ديگر در آن جايز است . 1 - اقشعرّ بادغام راء در راء و فتحه آخر . 2 - اقشعرّ بادغام راء در راء و كسره آخر .

صرف فعل ماضى از باب افعلّال

/ اقشعرّ / لرزيد يك مرد غائب در زمان گذشته مذكر غائب / اقشعرّا / لرزيدند دو مرد غائب در زمان گذشته / اقشعرّوا / لرزيدند مردان غائب در زمان گذشته