در زمان حال و اين باب هم چون از نظر صرف صيغهها ساده و روشن بود لذا به جهت عدم تطويل از ذكر آنها صرف نظر نموديم .
بناء باب افعلّال اقشعرّ يقشعرّ اقشعرار
اقشعرّ - فعل ماضى است در اصل قشعر بود خواستيم از آن رباعى مزيد بنا كنيم همزه مكسوره در اوّلش درآورده و فاءالفعل آن را ساكن كرده و عين الفعل را مفتوح و لام الفعل دوّم را مشدد نموديم اقشعرّ شد .
يقشعرّ - فعل مضارع است در اصل اقشعرّ بود خواستيم از آن مضارع بنا كنيم ياء مفتوحه در اولش درآورديم و آخرش را مضموم و ما قبل آن را مكسور كرديم ياقشعرّ شد سپس قاعدهايكه در نظائرش جارى ميكرديم در اينجا كرديم يقشعرّ شد .
اقشعرر - امر حاضر است در اصل تاقشعرر بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء را از اولش برداشته و چون ما بعد آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء كرده فقط آخرش را مجزوم نموديم اقشعرر شد و نيز دو وجه ديگر در آن جايز است .
1 - اقشعرّ بادغام راء در راء و فتحه آخر .
2 - اقشعرّ بادغام راء در راء و كسره آخر .
صرف فعل ماضى از باب افعلّال
/ اقشعرّ / لرزيد يك مرد غائب در زمان گذشته
مذكر غائب / اقشعرّا / لرزيدند دو مرد غائب در زمان گذشته
/ اقشعرّوا / لرزيدند مردان غائب در زمان گذشته